برکات بندگی

پایان نماز

پس از نگاهى گذرا و سریع به نماز، به مراحل پایانى آن مى‏رسیم.
پس از آخرین سجده، دو زانو نشسته و با تشهّد، به رسالت و عبودیّت پیامبر و یکتایى خدا شهادت مى‏دهیم. بر آن حضرت درود مى‏فرستیم و سلام مى‏گوئیم.
سلام به بندگان شایسته خدا، به فرشتگان الهى و به هر کس که شایسته سلام باشد.
سلام‏هاى نماز ما، پیوندى است با رسول خدا و مؤمنان راستین، پیمانى است با پاکى‏ها و راستى‏ها و پاکان و صادقان.
پیوند با رسول اللَّه و دودمان پاک او را همواره تکرار مى‏کنیم، حتّى در تشهّد نماز. دین بدون ارتباط با اهلبیت، ناقص است و نماز بدون درود بر آنان، باطل مى‏باشد. این اهمیّت پذیرى رهبرى صحیح را مى‏رساند. شهادت ما به رسالت حضرت محمد صلى الله علیه وآله و درود فرستادن بر امامان از اهلبیت او، بیعتى با خط صحیح رهبرى در مسیر خدا و قرآن است.
حضرت رسول، سلام ما را مى‏شنود و پاسخ مى‏دهد، هر چند ما آن را درک نکنیم، و چه موهبتى بالاتر از این، که ما به برترین انسان عالم، یعنى حضرت محمد صلى الله علیه وآله سلام دهیم، و او سلام ما را جواب دهد!
سلام نماز ما، اظهار ادب به پیشگاه آن حضرت و قدردانى از زحماتى است که براى هدایت ما کشیده است.

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٩ آذر ۱۳۸۸ - احسان فروزنده شهرکی

نماز اولیاء خدا

سرمشق ما در زندگى، در معاشرت، در جهاد و در عبادت، پیشوایان معصومند.
نماز آنان نیز براى ما الگو است.
هر چه انسان خداشناس‏تر باشد، عبادتش عمق بیشتر داشته و عاشقانه‏تر و عارفانه‏تر خواهد بود.
پیامبران و اولیاء خدا، بخاطر عشقى که به خدا داشتند، بیش از همه عبادت مى‏کردند. همواره به یاد خدا بودند، سجده‏هاى طولانى، رکوع‏هایى مستمر، نماز شب‏هایى همراه با گریه و دعاهایى از دل برخاسته داشتند.
دلیل آنکه حضرت ابراهیم به مقام «دوستى خدا» رسید و «خلیل اللَّه» شد، سجده‏هاى طولانى او بود.(37)
حضرت موسى، پس از هر نماز، سمت راست و چپ صورت خود را بر خاک مى‏نهاد.(38)
امام کاظم علیه السلام بعد از نماز صبح، سر به سجده مى‏گذاشت و تا پاسى از روز، در حال سجده بود.(39)
امام سجاد علیه السلام در سجده به قدرى نام خدا را تکرار مى‏کرد و سجده را طول مى‏داد که وقتى سر بلند مى‏کرد، بدنش خیس عرق بود.(40) به آن حضرت از آن جهت «سجّاد» گفته‏اند که سجده‏هایى طولانى داشت و آثار سجده در پیشانى و مواضع سجودش آشکار بود.(41)
حضرت على علیه السلام آن قدر رکوع طولانى داشت که عرق، از ساق پاى او جارى مى‏شد.(42)
پیامبر خدا، شیفته نماز بود و چنان دلبسته به آن بود که براى رسیدن وقت نماز، لحظه شمارى مى‏کرد و چون وقتش مى‏رسید، چنان بود که گویا کسى را نمى‏شناسد، و به نماز مى‏شتافت.(43)
آن حضرت مى‏فرمود:
خداوند، نور چشم مرا در نماز قرار داده و آن را در نظرم محبوب ساخته است. انسان گرسنه و تشنه وقتى آب و غذا مى‏خورند، سیر و سیراب مى‏شوند ولى من هرگز از نماز، سیر نمى‏شوم.(44)
وقتى آن حضرت نماز مى‏خواند، دلش لرزان و هراسناک بود و از خوف خدا مى‏لرزید.(45)
رسول خدا، بخش عمده‏اى از شب را به عبادت مى‏گذراند.
حضرت على علیه السلام در نماز، از خود بیخود مى‏شد و رنگ از چهره‏اش مى‏پرید.
پیامبر صلى الله علیه وآله مى‏فرمود: من بهشت را براى شما ضمانت مى‏کنم، به شرط آنکه مرا با سجده‏هاى طولانى یارى نمائید.(46)
قرآن، سیماى یاران حضرت محمد صلى الله علیه وآله را چنین بیان مى‏کند:
«تراهم رکّعاً سجّداً یبتغون فضلاً من اللَّه و رضواناً سیماهم فى وجوههم من اثر السجود»(47)
همراهان پیامبر را مى‏بینى که اهل رکوع و سجودند، رحمت و رضاى خدا را مى‏طلبند، و اثر سجود بر سیمایشان آشکار است.
امام صادق علیه السلام جز بر خاک مزار امام حسین علیه السلام سجده نمى‏کرد، و مى‏فرمود: سجده بر تربت حسین علیه السلام نورانیّتى دارد که همه پرده‏هاى مانع را پاره مى‏کند.(48)
روشن است که سجده بر تربت سیدالشهداء، الهام دهنده فداکارى در راه دین و جهاد و شهادت در راه خدا است و نمازگزار را با فرهنگ شهادت و مبارزه که در کربلا جلوه کرد، آشنا مى‏سازد.
درباره نماز اولیاء خدا و انسان‏هاى والا، نمونه بسیار است که در این خلاصه نمى‏گنجد.
امید است که حالات معنوى آن پیشوایان، سرمشق ما باشد.

37) مستدرک وسائل، ج 1 ص 329 .
38) قصارالجمل.
39) قصارالجمل.
40) بحارالانوار، ج 82 ص 137 .
41) وسائل، ج 4 ص 977 .
42) بحارالانوار 7 ج 82 ص 110 .
43) سنن النبى، ص 251 .
44) سنن النبى، ص 269 .
45) سنن النبى، ص 269 .
46) مستدرک وسائل، ج 1 ص 329 .
47) سوره فتح، آیه 29 .
48) بحارالانوار، ج 103 ص 135 .

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢٤ آبان ۱۳۸۸ - احسان فروزنده شهرکی

حضور قلب، روح نماز

هر چیزى جسمى دارد و روحى.
روح نماز، «حضور قلب» است و نماز بى توجّه و حضور قلب، تنها یک سرى الفاظ و حرکاتى است که انجام مى‏گیرد.
حضور قلب آنست که انسان در نماز، توجه قلبى به خدا داشته باشد و از یاد او غافل نشود و هر لحظه و در تمام جملات و حرکات نماز، بداند چه مى‏گوید، چه مى‏خواهد، معنى حرکات و افعالش چیست، رو به چه کسى ایستاده، قبله‏اش کجاست، چرا نماز مى‏خواند و در برابر چه خداى عظیمى به نیایش و پرستش و حمد و ثنا و ذکر و دعا ایستاده است.
اگر ذهن انسان به مسائل دیگر مشغول باشد،
اگر حواس انسان پرت شود،
اگر هر صدایى، هر منظره‏اى، هر رفت و آمدى، هر نوشته و خط و نقاشى و صحنه‏اى، او را به خود مشغول کند و یادش رود که در حال نماز است و کجا ایستاده و چه مى‏گوید، معناى این نداشتن حضور قلب است.
یکى از راه‏هاى کسب حضور قلب، دانستن معناى نماز و در نظر آوردن ترجمه کلماتى است که انسان در نماز مى‏گوید.
راه دیگر، انتخاب مکانى براى نماز است که رفت و آمدها و سر و صداها، صحبت‏ها، عکس‏ها و تابلوها، او را به خود مشغول نسازد.
راه دیگر، انجام مستحباتى است که پیش از نماز و هنگام نماز، رعایت آنها به نمازگزار حالت توجّه بیشترى مى‏دهد و او را به یاد خدا و بندگى خویش مى‏اندازد.
وقتى به ملاقات یک شخصیّت برجسته مى‏روید، بهترین لباس را مى‏پوشید و مؤدّب در نزد او مى‏ایستید و یا مى‏نشینید و از هر کارى که برخلاف ادب باشد، پرهیز مى‏کنید، به سخنان او کاملاً گوش مى‏دهید و به آنچه خودتان مى‏گوئید، کاملاً توجّه دارید و در سراسر لحظه دیدار، آن شخص در نظرتان است.
خدا برترین موجود است و هستى همه موجودات به او بستگى دارد. ما، بنده‏اى نیازمند و ناتوان، که از نعمت‏هاى او برخورداریم، به شکرانه نعمتهایش به عبادت و نماز مى‏ایستیم.
توجّه به این «جایگاه» که ما در مقابل «اللَّه» داریم، دل را نرم مى‏کند، خضوع و خشوع و فروتنى مى‏آورد.
نماز، «ذکر خدا» است. هر چه بیشتر دلمان حاضر و قلبمان متوجّه عظمت خدا و نیاز خودمان باشد، نمازمان سازنده‏تر است.
به یاد داشته باشیم، که رکوع، خم شدن در مقابل عظمت آفریدگار است.
سجده ما، هماهنگى با همه هستى است که در پیشگاه خدا تسلیم و خاضع و مطیع‏اند.
تسبیح ما، هم صدایى با همه ذرات عالم است که خدا را تسبیح مى‏گویند و سجده مى‏کنند.
تسبیح گوى او نه بنى آدم است و بس‏
هر بلبلى که زمزمه بر شاخسار کرد
نه تنها ما که همه جهان، به زبان خاصّ خود، خدا را تقدیس و تسبیح مى‏کنند و وجود هر یک نشانه یکتائى، حکمت و قدرت اوست.
هر گیاهى که از زمین روید
«وحده لا شریک له» گوید حضور قلب، جان نماز است.
بکوشیم که در عبادتمان، هنگام نماز، جز به خدا نیندیشیم، و حواسمان و فکر و دلمان را جاى دیگرى نبریم.
هم به لطفش امیدوار باشیم. و هم از عذابش، هراسان. بین حالت بیم و امید (خوف و رجاء) باشیم.

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢٤ آبان ۱۳۸۸ - احسان فروزنده شهرکی

اى خداى رحیم

آفریدگارا!
تو را سپاس که ما را هدایت کردى،
عقلمان دادى.
براى راهنمایى‏مان به «صراط مستقیم»، انبیاء را مبعوث کردى.
نعمت‏هاى مادى و معنوى، کوچک و بزرگ، آشکار و نهان را به وفور و سرشارى، برایمان مهیّا ساختى.
رکوع ما، در برابر تو، نشان خضوع و تواضع ماست.
ما در مقابل هیچ قدرت و ابرقدرتى خم نمى‏شویم و سر تسلیم فرود نمى‏آوریم و راست قامتى خود را نمى‏شکنیم، ولى در برابر تو، که کمال بى‏پایان و قدرت بى‏انتهایى، تعظیم مى‏کنیم، گردن خم مى‏سازیم، به خاک مى‏افتیم، «سجود» مى‏کنیم، پیشانى بر زمین مى‏گذاریم، تسبیح‏گوى توئیم و زبان به ستایش تو مى‏گشائیم: «سبحان ربّى الاعلى و بحمده ...».
خدایا! تویى که مى‏توانى گناهانمان را ببخشى.
اگر تو عفو نکنى، فرداى قیامت، گرفتاریم.
اگر تو هدایت نکنى، به بیراهه‏ها مى‏افتیم.
اگر تو دستمان را نگیرى، اسیر دست شیطان و هواى نفس مى‏شویم.
اگر تو، توفیق عبادت و اطاعت و بندگى ندهى، از تو دور مى‏شویم، و دورى از تو دورى از حقیقت و پاکى است، و آنان که از حقّ و پاکى و راستى دورند، به دوزخ مى‏روند.
خدایا!...
تو بخشنده خطاهایى، در قنوتمان از تو مغفرت مى‏طلبیم و رحمت مى‏جوییم.
تو بخشنده گناهانى و مأیوس شدن از رحمت تو، خود گناه است.(35)
تو چنان رحیم و مهربانى که بدى‏هاى ما را هم به حسنات، تبدیل مى‏کنى.(36)
رحمتى کن تا در دام گناه گرفتار نشویم و دانه هوس فریبمان ندهد و اسیر و محبوس قفس مادیّات و شهوات نشویم.
تنها بنده توییم و دست نیاز و حاجت، فقط به سوى تو مى‏گشائیم:
«ایّاک نعبد و ایّاک نستعین»
ما چه مى‏خواهیم که تو ندارى؟
ما چه نیاز داشته‏ایم که نداده‏اى؟
کدام دام و خطر و ضرر بوده که ما را از آن برحذر نداشته‏اى؟
کدام نیکى و سعادت و رستگارى است که ما را به آن دعوت نکرده‏اى؟
اى کانون همه خوبى‏ها!
اى سرچشمه همه پاکى‏ها!
توفیقمان ده، که بنده شایسته‏اى براى تو، اى خداى شایسته و بى‏همتا باشیم و از وسوسه‏ها و گناهان، که در واقع، بیراهه است، دورى کنیم.
خدایا! ...
وقتى در برابرت به خاک مى‏افتیم، یعنى ما از خاکیم و خاک خواهیم شد و چون سر از سجده بر مى‏داریم، یعنى پس از مرگ، دوباره بر مى‏خیزیم، تا حساب اعمالمان را پس بدهیم.
سجود، روح فروتنى و عبودیّت را در ما زنده مى‏کند.
حالتى است معنوى که تو بیش از هر حالتى آن را مى‏پسندى.
دوست دارى که بندگان خطاکارى چون ما، چهره بر خاک بگذاریم و تو را صدا بزنیم و «یاربّ، یاربّ» بگوئیم، تو جوابمان بدهى، و ببخشایى.
تشهّد ما، شهادت به یگانگى خدا و رسالت پیامبر است.
سلام ما در پایان نماز، درود به رسول خدا و پاکان و صالحان و فرشتگان و همه مؤمنان است.
خدایا!...
اى خداى رحیم! نمازمان را قبول کن و ما را بنده‏اى قرار بده که حقّ تو را بشناسیم و در اطاعت فرمانت بکوشیم.


35) سوره زمر، آیه 53.
36) سوره فرقان، آیه 70.

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢٤ آبان ۱۳۸۸ - احسان فروزنده شهرکی

سوره حمد

نماز را پس از تکبیر، با خواندن سوره حمد، و سپس سوره‏اى دیگر، مثل «قل هواللَّه احد» ادامه مى‏دهیم.
شروع سوره، با «بسم اللَّه الرحمن الرحیم» است.
با نام خدا و یاد او، که بخشنده و مهربان است، آغاز مى‏کنیم.
بسم اللَّه، رمز توجه به خدا و استمداد از اوست.
بسم اللَّه، آغاز هر کارى است که بخواهد به نتیجه برسد.
بسم اللَّه، شیطان را مى‏راند، دل را به یاد خدا مى‏اندازد، نشانه بندگى و وابستگى انسان به خداوند، و مظهر عشق و توکّل به اوست.
هر کس، در هر مرام و مکتبى، به نام هر که و هر چه شروع کند، مسلمان، همه کارهایش، از جمله نماز را با نام خدا آغاز مى‏کند، که بهترین نام‏هاست.
اى نام تو بهترین سرآغاز
بى نام تو، نامه کى کنم باز؟ سپس مى‏گوییم: «الحمد للّه ربّ العالمین»
همه ستایش‏ها مخصوص خداوند است، چرا که همه نعمت‏ها و رحمت‏ها از اوست.
مگر مى‏توان نعمت‏هاى او را برشمرد؟ هرگز!
در قرآن مى‏خوانیم:
«و ان تعدّوا نعمةاللَّه لا تحصوها»(34)
هرگز نمى‏توانید نعمت‏هاى خدا را بشمارید.
آن گونه که ماهى در آب، قدر آب را نمى‏داند، ما نیز از لحظه آغاز حیاتمان تا واپسین لحظه‏ها غرق نعمت‏هاى خدائیم و افسوس که از آنها غافلیم.
هوش و استعدادى که از آن برخورداریم، سلامتى بدن و تندرستى، عقل و وجدان،
آب و گیاهان و میوه‏ها و حیوانات که در اختیار ماست،
ابر و باد و مه و خورشید و فلک ... که همه براى انسان در حرکت است،
رفت و آمد شب و روز، دریا با نعمت‏هایش، زمین با حبوباتش، آسمان با ستارگان و خورشیدش، چشمى که با آن مى‏بینیم، زبانى که سخن مى‏گوئیم، گوشى که صداها را مى‏شنویم، حافظه‏اى که مطالب را به خاطر مى‏سپاریم، هماهنگى دستگاه‏هاى بدن، و ... هزاران و هزاران نعمت، که واقعاً «بى شمار» است، ما را احاطه کرده، و زندگى ما، بسته به آن است.
از دست و زبان که برآید
کز عهده شکرش به درآید پس او را مى‏ستائیم و همه حمدها را از آنِ او و مخصوص او مى‏دانیم:
«الحمدلّله ربّ العالمین».
او که پروردگار جهانیان است، بخشنده و مهربان است، روزى رسان همه است، فرمانرواى روز قیامت است.
از او هدایت مى‏طلبیم و مى‏خواهیم که ما را به «صراط مستقیم» راهنمایى کند.
راه مستقیم، راه خدا و دین است.
راه پیامبران و امامان و صالحان است.
راه شهیدان و اولیاء خداست.
راه تقوا، پاکى، عدالت، نیکى، بندگى، حقّ پرستى، اطاعت از خدا، دورى از گناه و ترس از دوزخ است.
از او مى‏خواهیم که ما را به راه نیکان و صالحان، که دور از انحراف و گمراهى و معصیت و هواى نفس و فساد آفرینى و تبهکارى است، هدایت کند و در این راه، ما را استوار بدارد.
در سوره توحید نیز، خدا را به یکتائى و بى نیازى و بى فرزندى و بى همتایى مى‏ستائیم.
در رکوع و سجود، همراه ستایش خداوند، او را از هر عیب و نقص و ظلم و حقّ‏کشى و تبعیض و جهل و هر صفت مادى و انسانى و محدود کننده، پاک و مبرّا مى‏دانیم.
تسبیح ما، شعار تقدیس و پاک دانستن خداوند است: «سبحان ربّى العظیم و بحمده»، «سبحان ربّى الاعلى و بحمده»

34) سوره ابراهیم، آیه 34 .

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢۳ آبان ۱۳۸۸ - احسان فروزنده شهرکی

اللَّه اکبر ...

اینک، نماز را با نام و یاد خدا و تکبیر او شروع مى‏کنیم.
با گفتن «اللَّه اکبر» پس از نیّت، وارد نماز مى‏شویم و هر چه را جز خداى بزرگ، از دل بیرون مى‏کنیم، به چیزى جز پروردگار، توجّه نمى‏کنیم و جز به عظمت و قدرت و رحمت او نمى‏اندیشیم.
چرا که او «اکبر» است. بزرگتر!
بزرگتر از هر چیز، هر کس و برتر از آنکه به وصف آید.
بزرگتر از آنکه قابل توصیف باشد، بزرگتر از هر چه بگوئیم و بشنویم و بشناسیم.
قدرتش، برترین قدرت‏هاست.
ذاتش، جاودانه است.
لطفش، بى کرانه است.
نعمت‏هایش، بى شمار است.
علمش، نامحدود است.
بى همتاست، بى شریک است، بى زوال است، بى نیاز است.
«اللَّه اکبر»، یعنى هیچ قدرتى را در مقابل قدرت او به رسمیّت نمى‏شناسم، جز از او نمى‏هراسیم، جز او را اطاعت نمى‏کنیم، جز به او دل نمى‏سپاریم، جز عشق او را در دل نداریم، جز در پیشگاه او اظهار بندگى نمى‏کنیم، جز با نام او آغاز نمى‏کنیم، چرا که او برتر و بزرگتر از هر چیز است.
و هیچ کلامى، در خور مقام والا و بزرگ او نیست.
- ... «اللَّه اکبر»!
هر چه عظمت خدا را بیشتر احساس و باور کنیم، جز خدا در نظرمان کوچک و ناچیز مى‏شود،
آن گونه که هر چه به آسمان بالاتر رویم، خانه‏هاى روى زمین در نظرمان کوچک جلوه مى‏کند. کسى که در «تکبیر»، عظمت خدا را باور کرد و بر زبان آورد، دیگر غیر خدا را بزرگ نمى‏بیند.
تکبیر، شروع نماز ماست و پایان آن.
پیش از هر رکوع و سجود، در هر جاى نماز، حتّى پس از سلام نماز نیز این شعار را بر زبان مى‏آوریم.
آنکه در تکبیرش، لذّت و شیرینى عبادت را احساس کند، باید بداند که نمازش مورد قبول واقع شده است.
هنگام گفتن اللَّه اکبر، و بلند کردن دست تا کنار گوش، باید رو به خدا کرد و پشت به هر چه جز خداست. و این حالت را در سراسر نماز، در خود زنده نگهداشت.
چه دروغ آشکارى است، اینکه انسان به زبان «اللَّه اکبر» بگوید، ولى در دلش، چیزهاى دیگر مهمتر و بزرگتر باشد، همچون دنیا، ثروت، شهرت، مقام، شکم، شهوت، دوست، خویشاوند، خانه، موتور و ماشین و ...
آنکه «اللَّه اکبر» مى‏گوید، باید حاضر باشد که غیر خدا را فداى خدا کند، حتّى جانش را!
راستى که «اللَّه اکبر»، سخن بزرگ و کلام ژرف و عمیقى است. و رسول خدا صلى الله علیه وآله درباره آن فرموده است:
«اللَّه اکبر، فهى کلمة لیس اعلاها کلام و احبّها الى اللَّه ...»(33)
اللَّه اکبر، کلمه‏اى است که برتر از آن و محبوب‏تر از آن نزد خداوند، کلامى نیست!


33) اختصاص، شیخ مفید، ص 34 .

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢۳ آبان ۱۳۸۸ - احسان فروزنده شهرکی

چگونه مخلص شویم؟

براى رسیدن به اخلاص، باید در بینش و اعتقاد و باورهاى دینى دقت کرد. نوع بینش در نیّت انسان مؤثّر است.
اگر باور داشته باشیم که:
انسان، برترین مخلوقات و جانشین خدا در زمین و عصاره هستى و هدف آفرینش است،
طرف حساب ما در اعمالمان خداست، اوست که پاداش مى‏دهد و حتّى کارهاى جزئى را در صورت نیّت پاک، اجرى بزرگ مى‏دهد،
هیچ کار کوچک و بزرگى در حساب خدا گم نمى‏شود و انسان در دنیا و آخرت، نتیجه اعمال خود را خواهد دید،
خداوند، کارهاى فاسد و عیوب ما را مى‏پوشاند و خوبى‏هاى ما را آشکار مى‏سازد،
ارزش و قیمت انسان، «بهشت» است و انسان غیر از بهشت، خود را به هر که بفروشد، ضرر کرده است، و بد تجارتى است که انسان، «دنیا» را بهاى خود قرار دهد.(29)
مشترى اعمال انسان خداوند است و در عبادات، انسان با خدا معامله مى‏کند و با او طرف حساب است،
هر چه داریم از خداست، او «ولىّ نعمت» و صاحب اختیار و پروردگار مهربان ماست،
انسان در یک دل، محبّت دو امر متضادّ را نمى‏تواند داشته باشد،(30) یا خدا دوستى یا دنیاطلبى، یا عشق به اللَّه یا عشق به دنیا،
دنیا، شکوفه‏اى زودگذر است، غنچه‏اى است که براى کسى باز نشده و به کسى وفا نکرده است، و خداوند، دنیا را کالاى غرور و متاعى اندک به حساب آورده است،
در قیامت، همه واسطه‏ها و شفیع‏ها از کار مى‏افتند، تنها خلوص و عمل صالح و عبادات همراه با تقوا و اخلاص، سود مى‏بخشد و در آن روز، هر کس به فکر خود است واز این وآن که در دنیا به محبّت‏هایشان دل مى‏بندیم، کارى ساخته نیست و هر فردى نتیجه کار خود را مى‏بیند ومحصول خویش را درو مى‏کند،
ریاکاران، اگر در دنیا هم مردم را فریب دهند، ولى در آخرت رسوا خواهند شد و اعمال خود را بر باد رفته و تباه خواهند دید.
آرى، اگر این باورها را در دل داشته باشیم، به خلوص نزدیک‏تر مى‏شویم و کمتر براى غیر خدا کار مى‏کنیم ونظر و پسند مردم، براى ما مهمّ نخواهد بود. محرّک و انگیزه قوى‏تر ما، این خواهد شد که خدا مى‏خواهد و خدا مى‏پسندد و خدا پاداش مى‏دهد.
اگر ما خدا را نمى‏بینیم، او که ما را مى‏بیند.
اگر عذابى هم در کار نباشد، بخاطر نعمت‏هاى او، باید شکرگزار باشیم و خالصانه عبادت کنیم و از نافرمانى بپرهیزیم. عالم، محضر خداست، در محضر خدا نباید گناه کرد.
جهان، سفره گسترده نعمت‏هاى الهى براى ماست، رو به دیگران کردن و ریا و تظاهر نمودن، ناسپاسى در برابر خداى رحمان و نعمت‏هاى بى پایان اوست. عبادت را، حتّى نه براى رسیدن به بهشت یا ترس از جهنم، بلکه بخاطر آنکه خداوند، شایسته پرستش است، باید انجام داد، و اینگونه پرستش، «عبادت آزادگان» است که امیرالمؤمنین، خدا را اینگونه عبادت مى‏کرده است.
کسى به مقام اخلاص مى‏رسد که به مرحله یقین رسیده باشد. و به تعبیر حضرت على علیه السلام اخلاص، میوه یقین است:
«الاخلاص ثمرة الیقین»(31)
اگر یقین داشته باشیم که در محضر خدائیم و او همه کارهاى ما را مى‏بیند و از نیّت‏هاى قلبى ما آگاه است و هر گونه عزّت و ذلّت به دست اوست، و رضاى او در مقابل دنیاى زودگذر، ارزش بیشترى دارد، ... بیشتر و سریعتر به اخلاص مى‏رسیم و دیگر از دیگران، توقّع تعریف و ستایش و چشمداشت تقدیر و تشکّر نداریم.
آن گونه که خانواده امیرالمؤمنین، به خاطر خدا سه روز، افطار خود را به یتیم و اسیر و مسکین بخشیدند، بى آنکه امید سپاس و توقّع تشکّر داشته باشند،(32) خداوند هم به پاس انفاق و اطعام مخلصانه آنان، سوره «هل اتى ...» را نازل کرد و از آن اهلبیت، تجلیل نمود.
انسان مخلص، در راه انجام وظیفه، با تعریف یا انتقاد مردم، کند یا تند نمى‏شود.
بى توجهى مردم، او را دلسرد و پشیمان از کار نیک نمى‏سازد.
هر کار را بخاطر اداى تکلیف شرعى انجام مى‏هد،
به خاطر نظر این و آن، برنامه‏هایش را متفاوت نمى‏سازد.
مال و مقام، مانع او از اجراى فرمان خدا نمى‏شود، ظاهر و باطنش یکى است.
در راه خدا و دین، ملامت‏ها و بى‏مهرى‏ها را تحمّل مى‏کند.
از تعصّب و خودخواهى به دور است،
به کارهاى اشتباه، اصرار نمى‏کند و ادامه نمى‏دهد.
مطیع «تکلیف» است، نه مجرى دلخواه خود یا پسند مردم!


29) لبئس المتجرأن ترى الدنیا لنفسک ثمناً (نهج‏البلاغه، خطبه 32).
30) سوره احزاب، آیه 4.
31) فهرست غررالحکم، واژه اخلاص.
32) سوره انسان، آیه 9 .

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢۳ آبان ۱۳۸۸ - احسان فروزنده شهرکی

نیّت

نیّت، به معناى قصد و توجّه و تصمیم است. مفهوم نیّت در نماز، آنست که نمازگزار، قصد انجام دستور خدا دارد و براى رضاى او و تقرّب به پروردگار، نماز مى‏خواند و هدفى جز اجراى فرمان و انجام تکلیف ندارد.
یک مسلمان، باید نیّت خود را در هرکارى، به خصوص در عبادات، «قصد قربت» قرار دهد،
یعنى به خاطر خدا و نزدیک شدن به او عبادت کند، نه از روى ریا، تظاهر وخودنمایى یا اهداف دیگر.
نیّت، از ارکان نماز است.
در طول نماز، باید این توجّه و هشیارى در نمازگزار باشد و عمل‏هاى بدون نیّت، یا با نیّت‏هاى مادى وفاسد، بى‏ارزش است.
در آیات قرآن، تعبیر «فى سبیل اللَّه» درباره کارهاى بسیارى همچون نماز، جهاد، انفاق، هجرت و ... بکار رفته است، یعنى در راه خدا بودن و رنگ خدایى داشتن این اعمال.
نیّت، شرط قبولى عمل است و اگر نیّت خالص در عبادت‏هایمان نداشته باشیم، نباید از خداوند، انتظار پاداش داشته باشیم. خداوند، تنها عمل‏هاى خالص را مى‏پذیرد.
اگر نیّت، خالص و الهى باشد، کارهاى کم و کوچک، بسیار ارزشمند و بزرگ مى‏شود، ولى اگر نیّت بد و انگیزه‏هاى غیر خدایى داشته باشیم، اعمال بسیار هم بى فایده و ارزش است.
سخن امام صادق علیه السلام در این باره چنین است:
«هر کس با کار اندک خود، هدف و انگیزه الهى داشته باشد، خداوند کار او را در نظر مردم بسیار جلوه مى‏دهد و آنکه براى جلب توجّه مردم کار بسیار هم بکند، خداوند آن را در نظرها کم جلوه مى‏دهد».
پس باید به خاطر خدا کار کرد و عبادت نمود، دلهاهم در دست خداوند است، اوست که عزّت و آبرو و اعتبار و محبوبیّت مى‏دهد. مسلّم است که خداوند هرگز بندگان شایسته و خالص خویش را فراموش نمى‏کند و آنان را برترى و عظمت و محبوبیّت مى‏بخشد.
پس، لازم است انگیزه عبادت و نمازمان تنها خدا باشد نه مردم و در خانه دل خود، جز خداوند، احدى را راه ندهیم و به پسند خدا و رضاى او، بیشتر از پسند مردم ارزش بدهیم.
البتّه اخلاص در عمل و نیّت، دشوار است و شیطان همواره مى‏کوشد تا با هر نیرنگ و وسوسه‏اى، انگیزه غیر خدایى را در دل‏هاى ما پدید آورد. ولى ما در برنامه مبارزه با شیطان و جهاد با نفس، باید بکوشیم هر کار را براى خدا انجام دهیم.
حضرت على علیه السلام مى‏فرماید:
«اخلص للَّه علمک و عملک و بغضک و اخذک و ترکک و کلامک و صمتک»(26)
کار و علم خود را، دشمنى و گرفتن و نگرفتن و سخن و سکوت خود را، براى خدا خالص کن.
اگر انسان تمام کارهاى خود را رنگ خدایى بدهد، حتّى کارهاى غیر عبادى هم عبادت مى‏شود، زیرا رنگ اخلاص و خدایى پیدا مى‏کند.
نیّت، یعنى آنکه همه نماز، همیشه و همه جا براى خدا باشد، در غیر این صورت، باطل است.
حتّى اگر کسى در مکان خاصّى یا زمان خاصّى یا به حالت خاصّى که نماز مى‏خواند براى غیر خدا باشد، باز هم عمل باطل است. مثل آنکه براى غیر خدا به مسجد برود یا براى ریا و خودنمایى، نماز جماعت بخواند یا براى مردم، رکوع وسجود خود را طول بدهد، اینها همه با «اخلاص در نیّت» ناسازگار است.
آنکه براى خدا کار کند، نه خسته مى‏شود، نه ناامید مى‏گردد، نه از بى‏توجّهى مردم ناراحت مى‏شود، نه از تشویق نکردن دیگران افسرده مى‏گردد، و نه آفرین و احسن گفتن مردم برایش تأثیرى دارد. اخلاص، نیرویى در انسان پدید مى‏آورد که همه جا و همیشه او را به عمل خوب، تحریک مى‏کند، بدون آنکه مأیوس و خسته و آزرده شود.
على علیه السلام فرموده است:
«العمل کلّه هباء الاّ ما اخلص فیه»(27)
همه کارها نابود و پوچ مى‏شود، جز آنکه در آن خلوص باشد.
از دو کار، که در ظاهر مثل هم هستند، آنکه نیّت و انگیزه درستى داشته باشد، ارزشمند است. مثلاً چاقوکش و جرّاح، هر دو شکم پاره مى‏کنند، ولى اوّلى را به زندان مى‏برند و به دوّمى پول مى‏دهند و تشکّر مى‏کنند. چون اوّلى براى کشتن و دشمنى شکم پاره مى‏کند، دوّمى براى زنده کردن ونیکى ومحبّت نمودن!
پس، نیّت، خمیرمایه تمام عبادات است و به فرموده على علیه السلام:
«النیّة اساس العمل»(28)
نیّت، اساس کار است.
از دو نفرى که مثل هم و در کنار هم ایستاده و نماز مى‏خوانند، نماز آن فرد با ارزش و مقبول است که نیّت بهتر و خدایى داشته باشد، هر چند ظاهر عمل هر دو یکسان است.

26) فهرست غررالحکم، واژه اخلاص.
27) فهرست غررالحکم، واژه اخلاص.
28) فهرست غررالحکم، واژه نیّت.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸۸ - احسان فروزنده شهرکی

اذان، شعار مکتب

اذان، که وسیله‏اى براى اعلام توحید و اعلان به مردم و فراخوانى آنان به تجمّع براى نماز است، از شعارهاى زیبا و مؤثر اسلام است.
در اذان، تکبیر، توحید، شهادت به رسالت پیامبر و ولایت امیرالمؤمنین است و دعوت مردم به شتافتن به سوى نماز و رستگارى در آن نهفته است.
اذان، اعلام موجودیّت اسلام و دعوت مسلمین و معرّفى عقاید دینى است.
اذان، شکستن سکوت و فریاد علیه معبودهاى خیالى و شعار به نفع اسلام و طرفدارى از آئین خدا است.
«مؤذّن»، در اسلام احترامى خاصّ دارد و در قیامت هم سرافراز است.
بلال حبشى، از مسلمانان نخستین در صدر اسلام بود که عنوانِ «اذان گویى» سبب افتخارش بود و اولین مؤذّن در اسلام بود و روز «فتح مکّه» هم او بود که به فرمان پیامبر، بالاى کعبه رفت و بت‏هاى مشرکین را سرنگون کرد.(25)
اذان، یک بار براى اعلان عمومى و اعلان فرا رسیدن وقت نماز، گفته مى‏شود، یک بار هم به خصوص براى شروع نماز.
پس از اذان، اقامه نیز همان مفاهیم را دارد و براى آغاز نماز و پیدایش آمادگى روحى و توجّه به خداى یکتا و رستگارى در سایه نماز، بر زبان جارى مى‏شود. اذان و اقامه گرچه مستحبّ است، ولى از شعائر مهمّ اسلامى محسوب مى‏شود و به گفتن آن، بسیار تأکید شده است.
مسلمان خداپرست، با اذان، نام خداى بزرگ را، هر چه رساتر و آشکارتر در جهان طنین افکن مى‏سازد. این بانگ ملکوتى و توحیدى است که کمر دشمنان را مى‏شکند و مخالفان خدا و اسلام را به ستوه مى‏آورد.


25) وسائل، ج 4 ص 614 .

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸۸ - احسان فروزنده شهرکی

مقدّمات نماز

در نماز، باید «طهارت» داشت و پاک بود. هم لباس و بدن را از آلودگى‏ها پاک ساخت و هم به نحوى که در کتاب‏هاى احکام بیان شده، وضو گرفت.
وضو، اذن ورود به نماز و زمینه روحى براى پرداختن به این عبادت است و بدون آن، نماز باطل است.(22)
وضو جزء ایمان است، نورانیّت دل و توجّه معنوى مى‏آورد و به فرموده امام رضا علیه السلام آنکه در مقابل پروردگار به عبادت مى‏ایستد، باید از آلودگى‏ها پاک باشد، از سستى و بیحالى و کسل بودن دور باشد و با وضو، دل را براى ایستادن در مقابل خداى توانا پاک و آماده سازد.(23)
با وضو بودن در هر حال، خوب است. حتّى خوابیدن با وضو، ثواب عبادت شبانه دارد و براى بسیارى از کارهاى عبادى نیز، مثل دعا، زیارت، قرائت قرآن و مطالعه دستور داده‏اند که وضو داشته باشیم و بدون وضو به آیات قرآن و نام خدا و پیامبر و امامان دست نزنیم.
البتّه غیر از پاکى ظاهرىِ لباس و بدن و داشتن وضو، دل هم باید از نفاق و حسد و کینه پاک باشد و اندام و اعضا هم از جرائم و گناهان دیگر دور باشد.
راستى! ... اگر لباس و بدن پاک باشد، ولى روح، ناپاک، این نوعى نفاق نیست؟ پس باید هم در طهارت جسمى و ظاهرى، و هم در پاکى درونى و قلبى کوشید، تا حضور در برابر اللَّه، با ادب بیشترى باشد.
براى کسانى که «جُنب» باشند، «غُسل» واجب است، که به صورتِ خاصّى تمام بدن شسته مى‏شود. و در صورت نبودن آب، یا ضرر داشتن آن، یا نداشتن فرصت براى وضو و غسل، باید «تیمّم» کرد.(24)
نمازگزار، باید بدن خود را بپوشاند. و بهتر است که انسان لباسى تمیز، سفید، معطّر براى نماز انتخاب کند، چرا که به دیدار خدا مى‏رود. شرط ادب، استفاده از بهترین لباس‏هاست.
لباس و مکان نمازگزار باید «مباح» باشد، یعن از مال مردم نباشد. نمازگزار، باید رو به کعبه و قبله مسلمین بایستد، گرچه خدا در مکان خاصّى نیست، همه جا هست و در همه جا ناظر ماست، امّا رو کردن به کعبه مقدس و حرم الهى، یادآور توحید ابراهیمى و سنّت‏هاى یکتاپرستانه و خلوص آن پدر و پسرى است که کعبه را بنا نهادند.
قبله، جهت‏گیرى توحیدى مسلمانان را نشان مى‏دهد. نه تنها در نماز، بلکه در دعا، قربانى، نشستن، خوردن و خوابیدن، دفن کردن مردگان و ... باید قبله مراعات شود.
این درسى است که توجّه ما را در سراسر زندگى به خانه خدا، خانه محبوب و سرور و مولایمان معطوف مى‏کند و میان صفوف مسلمانان، وحدت و نظم پدید مى‏آورد.


22) وسائل الشیعه، ج 1 ص 256.
23) وسائل، ج 1 ص 257 .
24) کیفیّت وضو و غسل و تیمّم را در رساله‏هاى عملیه مطالعه کنید.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸۸ - احسان فروزنده شهرکی